كالبدشكافي بهدرستي انجام گرفت، مجبور شدند به كالبدشناسي توجه بيشتري نشان دهند و خطاها را اصلاح كنند. اين امر كه برخي نظريههاي آشكارا غلط را ((مقامات)) بهعنوان تجربههاي درست پذيرفته بودند، ممكن است ناشي از استحكام موقعيت آنها و تعصب زيادي باشد كه حتي بهترين افراد گرفتارش بودند. هر عصري تنها ميتواند بخش كوچكي از زنجيرهايش را پاره كند و نه بيشتر. بنابراين، رونق كالبدشناسي در سدهٴ چهاردهم ثمرهاي را كه ميتوان از آن انتظار داشت بهبار نياورد و اينكار دو قرن طول كشيد، يعني تا زمان لئوناردو داوينچي و وزاليوس.
اين رونق پيشرس به غرب لاتيني و بهويژه به ايتاليا محدود بود. البته بسياري از دايرةالمعارفنويسان به عربي و زبانهاي ديگر مطالب كالبدشناسي و وظايفالاعضايي عرضه ميكردند كه هيچ تازگي نداشت و بدون كالبدشكافي هيچ نوآوري ممكن نبود. عجيبترين كتاب كالبدشناسي (اگر بتوان آن را چنين ناميد) در آثار شرقي اين زمان
چل ناموسنوشتهٴ نخشبي به زبان فارسي بود. در آن بخشهاي مختلف بدن توصيف يا بدانها اشاره ميشود و مناسبت، همآهنگي يا گاهي ناهمآهنگي آنها ذكر ميگردد.
5. وظايف الاعضا (مقدمه، 2، 868). كالبدشناسي در سدههاي ميانه را نميتوان از وظايفالاعضا جدا كرد. هر پيشرفتي در يكي به پيشرفت در ديگري ميانجاميد، گرچه كشف كاركردها بسيار دشوارتر از كشف اندامها بود. عليٰرغم عقبماندگي كالبدشناسي اسلامي در مقايسه با ايتاليا، برجستهترين كشف وظايفالاعضايي نه بهدست يك مسيحي، بلكه بهاهتمام شخص مسلماني بهنام ابن نفيس (سيزدهم ـ 2) و نه در ايتاليا، بلكه در شام يا مصر انجام گرفت. اين رويداد اندكي پيشاز عصر مورد بحث ما بود (ابن نفيس در سال 1288 م/687 ه ق در قاهره وفات يافت)، ولي در اينجا گفتوگو از او را تجديد كردم، زيرا اين مطلب در بررسي كلي من در جلد 2 فراموش شده بود.1 ابن نفيس پيش از سال 1288 م/687 ه ق گردش كوچك خون را كشف كرد و بيش از 265 سال بر ميگل سِرْوِت (1511 ـ 1553 م/917 ـ 961 ه ق) پيشي گرفت. برخلاف سِرْوت كه كشف خود را در يك كتاب كلام (رستخيز مسيحيت)2 پنهان كرده بود، ابن نفيس آن را در جاي خودش، يعني در شرحي بر كتاب تشريح ابن سينا انتشار داد.
بحث از گردش خون در ششها در ارتباط با كالبدشناسي رگهاي ريه كاملاً درست بود. بدبختانه شرح تشريح القانون بسيار حجيم است و ديرتر از آن نوشته شد كه مسلمانان در حال انحطاط را
2. Christianismi restitutio (Vienne, Dauphine 1553 ).